فروشگاه نی نی جور

آخرین اخبار

٣٥١٣٧ ۱۲:۰۷ - ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ ۴٥۶ ف

تفاوت اختلال دو قطبی با اختلال دو شخصیتی

در جریان مشاوره، بسیار اتفاق می افتد که مراجعی پس از توصیف افکار، احساسات و حالات خلقی خود، به صورت اتوماتیک به خود برچسب دو قطبی بودن یا دو شخصیتی بودن می زند.

تفاوت اختلال دو قطبی با اختلال دو شخصیتی

این دو واژه در بین مردم از جذابیت خاصی برخوردار است و بسیاری از افراد نادانسته خود را براساس تغییر حالات خلقی در یکی از این دو گروه قرار می دهند. شاید یکی از علت های آن مشاهده فیلم هایی باشد که یکی از شخصیت های داستان دارای یکی از این اختلالات بوده یا شاید مطالعه کتاب یا روزنامه یا مجلات حاوی اطلاعاتی در مورد این اختلالات تاثیرگذار باشد.

اما نکته ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که بسیار طبیعی است که ما انسان ها در مواقعی از زندگی شاد و پرانرژی باشیم، در مواقعی ناراحت یا غمگین باشیم و در مواقعی نیز حالت عادی و خنثی داشته باشیم. هیچ انسانی در تمام مواقع و روزهای زندگی در شرایط یکسان به سر نمی برد و ممکن است حالت های متفاوتی را تجربه کند و صرف داشتن حالت های روحی متضاد نمی تواند دلیلی بر دوقطبی بودن یا دو شخصیتی بودن ما باشد. از سویی دیگر نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که اختلال دوقطبی و اختلال دو شخصیتی، بسیار از یکدیگر متفاوت هستند به طوری که هر کدام به طبقه خاصی از اختلالات روانی مربوط هستند و در ثانی برای تشخیص هر کدام شرایط و نشانه های خاصی وجود دارد و صرفاً از روی برخی علائم ذهنی، نمی توان خود(یا دیگران) را در این طبقات قرار داد. در این مقاله به بررسی این دو اختلال و نشانه های مربوط به هر کدام می پردازیم و بیشتر با این دو اختلال آشنا می شویم.

اختلال دو قطبی(مانیک دپرسیون) در واقع نوع افسردگی است که در آن علائم افسردگی مانند: خلق افسرده، غم و اندوه، از بین رفتن علاقه و فقدان لذت در فعالیت ها، خستگی یا فقدان انرژی، احساس بی ارزشی، ناتوانی در تصمیم گیری و افکار مربوط به خودکشی با علائم مانیا(یا شیدایی) مانند: خلق شنگول، افکار شتابان و هذیانی، اعمال و رفتارهای پرهیجان و افراطی، بی خوابی، رفتارهای متوقعانه و سلطه جویانه و… با هم در طی دوره هایی رخ می دهد. یعنی یک فرد دارای اختلال دو قطبی در طی چند دوره متوالی(که مدت زمان هر دوره حداقل دو هفته است)، هم علائم افسردگی و هم علائم مانیا را تجربه می کند، اما ین دوره ها لزوماً منظم و به ترتیب(مثلاً سه ماه مانیا سه ماه افسردگی و الی آخر) نیستند. براساس تعداد دوره های افسردگی و مانیا و نیز شدت علائم در هر دوره، انواع مختلفی از اختلال دو قطبی وجود دارد که تشخیص صحیح آنها توسط روانپزشک یا روانشناس متخصص صورت می گیرد.

به طور دقیق تر میتوان گفت که افراد مبتلا به اختلال دو قطبی در دوره های افسردگی خود از نشانه های زیر رنج می برند:

 

۱. احساس غم: غم برجسته ترین و فراوان ترین نشانه هیجانی در طول دوره افسردگی است و ممکن است بیمار در ساعات زیادی از روز بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشد، گریه کند. برخی از افراد افسرده، صبح ها احساس بدتری دارند و با گذشت زمان در روز، این احساس بهتر می شود. اما برخی دیگر عصرها و به هنگام غروب آفتاب احساس غم و ناراحتی فراوانی می کنند.

۲. از بین رفتن شادی زندگی: فعالیت هایی که قبلاً موجب احساس خشنودی در فرد می شدند، کند و یکنواخت می شوند. لذت ناشی از تفریحات، سرگرمی، دلبستگی ها و خانواده کاهش می یابد.

۳. عقاید منفی: افراد افسرده نسبت به سایر مردم، عقاید منفی بیشتری نسبت به خود، دیگران و آینده دارند. این افراد عزت نفس کمی دارند و احساس شکست می کنند. احساس می کنند حقیر، بی کفایت و نالایق هستند و به همین دلیل فاقد ویژگی های لازم، برای موفق شدن در زمینه هایی از زندگی خویش هستند که برایشان اهمیت دارد همچنین افراد افسرده نسبت به دیگران و روابط اجتماعی افکار منفی و بدبینانه تری دارند. آنها همچنین نسبت به آینده بدبین بوده و با ناامیدی به آن نگاه می کنند و معتقدند اقدامات آنها در آینده بی حاصل یا محکوم به شکست است.

۴. بی انگیزگی: افراد افسرده انگیزه خود را برای انجام کارها(حتی کارها و فعالیت های مورد علاقه) از دست می دهند و مشکل زیادی به خصوص برای شروع کارها دارند. این افراد به تدریج اراده خود را نیز از دست می دهند.

۵. ناتوانی در تصمیم گیری: مشکل در تصمیم گیری نیز نشانه رایج افسردگی است تا جایی که تصمیم گیری می تواند برای یک فرد افسرده بسیار توانکاه و وحشت انگیز باشد. زیرا از نظر وی هر تصمیمی(خواه کوچک، خواه بزرگ) جدی و خیالی است و از آنجایی که در هر کاری احتمال شکست وجود دارد، تصمیم گیری اشتباه می تواند فاجعه آمیز باشد.

۶. احساس گناه: فرد افسرده عموماً به گذشته فکر می کند و هر جا اشتباه یا خطایی(هر چند جزئی) در اعمال یا رفتار خود بیابد، روی آن متمرکز شده و بزرگنمایی می کند.

۷. نشانه های جسمی: شاید موذیانه ترین نشانه افسردگی، تغییرات جسمانی باشد. زمانی که افسردگی وخیم تر می شود تمام لذات زیستی و روانی که زندگی را با ارزش می سازند از بین می روند. از دست دادن اشتها، اختلالات خواب و کاهش میل جنسی از عوارض جانبی افسردگی هستند.

۸. افکار خودکشی: با شدت یافتن افسردگی، افکار مربوط به خودکشی نیز به شکل های مختلف در ذهن این افراد رژه می روند، اما خوشبختانه درصد کمی از این افراد واقعاً خود را می کشند.

۹. اضطراب و نگرانی: بسیار پیش می آید که در حین دوره های افسردگی، بیمار علاوه بر نشانه های افسردگی که در بالا عنوان شد حالت های اضطراب و نگرانی را نیز تجربه کند.

 

همان طور که گفتیم افراد مبتلا به اختلال دو قطبی، علاوه بر دوره های افسردگی، دوره های مانیا را نیز تجربه می کنند. مانیا از چهار مجموعه نشانه برخوردار است که عبارتند از:

۱. نشانه های خلقی یا هیجانی: خلق فرد در حالت مانیک، شنگول و سرحال است. جالب اینکه با وجود خلق بالا، این افراد تحریک پذیر بوده و در صورت ناکامی در حهت رسیدن به اهداف خود، ممکن است گریه را سر دهند.

۲. نشانه های فکری یا شناختی: افکار فرد مانیک بسیار بلند پروازانه است، به طوری که وی به محدودیت های توانایی های خود اعتقاد ندارد و پیامدهای ناگوار برنامه ها و رفتارهای خود را تشخیص نمی دهد. ممکن است فرد در دوره مانیا افکار هذیانی راجع به خود داشته باشد، مانند اینکه دوست صمیمی شخصیت های سیاسی و تجاری معروف است. همچنین سرعت و پرش افکار(حواس پرتی و از شاخه به آن شاخه شدن افکار) در این بیماران زیاد به چشم می خورد. ممکن است بیمار چنان افکار یا عقاید پرشتابی در ذهن خود داشته باشد که سرعت آنها بیشتر از ان باشد که بتواند آنها را بیان کند یا بنویسد.

۳. نشانه های انگیزشی: رفتار فرد مانیک بیش فعالانه است و گرایش به فعالیت های پر هیجان، افراطی و پر خطر دارد. نمونه هایی از این رفتارها عبارتند از ولخرجی، سرمایه گذاری های مالی زیاد بدون داشتن پشتوانه کافی، رانندگی های دیوانه وار، صحبت کردن تند و سریع، پوشیدن لباس ها و آرایش پر زرق و برق و رفتارهای خشن و سلطه جویانه.

۴. نشانه های جسمی: فعالیت ها و جنب و جوش زیاد همراه با نیاز بسیار کم به خواب(به طور مثال دو ساعت خواب در شبانه روز ممکن است برای این افراد کافی باشد) به تدریج موجب فرسودگی بیمار می شود.

نشانه های ذکر شده فوق(هم افسردگی و هم مانیا) فقط تعدادی از نشانه هایی بود که افراد دو قطبی در طی دوره های متناوب تجربه می کنند. علت این بیماری نامشخص است اما بیش از ۸۰ درصد بیماران به دارو درمانی پاسخ می دهند و درمان می شوند، بدیهی است که روان درمانی همراه با دارو درمانی نیز در درمان این اختلال بسیار موثر است.

 

اختلال دو شخصیتی چیست و دو شخصیتی کیست؟

واژه دو شخصیتی در واقع به طبقه اختلال هویت گسستی(که قبلاً به آن اختلال شخصیت چندگانه می گفتند) اشاره دارد. وجود این اختلال زمانی تایید می شود که نشانه های زیر در فردی دیده می شود.

۱. وجود دو یا چند شخصیت(هویت) مجزا

۲. دست کم دو تا از این شخصیت ها(هویت ها) به طور مکرر رفتار شخص را در اختیار بگیرند.

۳. ناتوانی در یادآوری اطلاعات شخصی

به عبارت دیگر می توان گفت اختلال هویت گسستی، اختلالی است که در آن یک فرد خاص، به جای یک شخصیت واحد و طبیعی دارای دو یا چند شخصیت است. به طوری که گویا چندین شخصیت در یک فرد زندگی می کند و هر کدام در مواقع متفاوتی بر فرد حاکم شده و ماهیت و رفتار وی را تعیین می کند. بیشتر اوقات این شخصیت ها کاملاً متفاوت(از نظر جنسیت، سن، زبان و فرهنگ، احساس و رفتار، نام و نام خانوادگی و…) بوده و حتی گاهی متضاد یکدیگرند. این در حالی است که معمولاً یک شخصیت اولیه وجود دارد که همان شخصیت اصلی فرد است و بقیه شخصیت ها بدل هستند.

شخصیت اصلی و شخصیت های فرعی همگی نسبت به دوره های مفقوده زمانی(دوره هایی که به یاد نمی آورند کجا بودند و چه کار می کردند) آگاهی دارند و ممکن است صدای سایر بدل ها در ذهن یکی از شخصیت ها بپیچد، هر چند این شخصیت نمی داند این صدا متعلق به کیست؟

بیمار ممکن است چیزهایی در مورد خود از دیگران بشنود که آنها را به خاطر نمی آورد. یکی از مراجعان، یک نقاشی را که امضایی با یک نام دیگر در کنار آن بود، در دفترچه یادداشت شخصی خود(که هیچ کس به غیر از خودش به آن دسترسی نداشت) نشانم داد که نمی دانست این نقاشی از کجا آمده و توسط چه کسی و در چه زمانی کشیده شده است. همچنین می گفت دکوراسیون اتاقش عوض می شود و چیزهایی را در اتاقش پیدا می کند که مال او نیست و نمی داند از کجا آمده است؟ همچنین می گفت عادت به استفاده از قفل فرمان در ماشینش ندارد اما بارها هنگامی که وارد ماشین خود شده، با کمال تعجب دیده که فرمان قفل زده شده است!

اختلال هویت گسستی(اختلال دو شخصیتی یا چند شخصیتی) معمولاً در دوران کودکی شروع می شود اما به ندرت تا قبل از بزرگسالی تشخیص داده می شود. علت دقیق ایجاد کننده این اختلال مشخص نیست اما روانشناسان، وجود آسیب های شدید و تنش زا در دوران کودکی(مانند مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن) را در شروع این اختلال موثر می دانند. لازم به ذکر است که درمان این اختلال از طریق روان درمانی، روانکاوی و هیپنوتیزم صورت می گیرد.

پس در مجموع می توان گفت برخلاف اختلال دو قطبی که در آن سازمان شخصیتی فرد سالم است و فرد مبتلا، فقط حالت خلقی متضادی را در طی دوره هایی تجربه می کند، در اختلال دو شخصیتی، یک فرد به جای یک شخصیت واحد، دو شخصیت(یکی اصلی و دیگری فرعی) را با خود به یدک می کشد و در بیشتر اوقات خود فرد از این جریان آگاهی ندارد. گاهی شخصیت اصلی عنان اختیار رفتار فرد را در دست دارد و گاهی شخصیت فرعی این کار را انجام می دهد. به طور مثال ممکن است یکی از شخصیت ها مونثبوده و عقاید مذهبی محکمی داشته باشد در صورتی که شخصیت دیگر مردی خشن، بی قید و بند و بزهکار باشد. تنوع زیادی در شخصیت ها دیده می شود و با اینکه سوژه جذابی برای فیلمسازان و نویسندگان به شمار می رود، افراد مبتلا بسیار از این اختلال رنج می برند و نیازمند کمک حرفه ای هستند. نکته آخر جهت تشخیص اینکه، این اختلالات نباید موقتی و در اثر مصرف داروی خاص، مواد مخدر یا محرک ایجاد شده باشد.

منبع افکار نیوز

تفاوت اختلال دو قطبی با اختلال دو شخصیتی